خداحافظ

سلام به همه دوستام که منو تا این لحظه تحمل کردن.

این اخرین پست من تو وبلاگم گلی خانم خواهد بود.

این پست برای همیشه اینجا می مونه.

در حقیقت من تو این پست از همه ی شما ک براتون مقدرور درخواست کمک دارم

تا این لحظه فکر می کردم ک تا پایان زندگیم تو همین جسم پسرونه ام  زندگی می کنم

اما چندوقتیه ک تصمیم گرفتم به هر قیمتی که شده حتی تا ده سال اینده یا بیست سال اینده به مدت یک روز هم که شده تو جسم زنونه زندگی کنم و تغییر جنسیت بدم.

به همین دلیل ابتدا دنبال کار می گردم تا مستقل از خونواده بشم و سپس اقدام کنم.

کمکی ک از دوستان مخصوصا دوستان هم قبیله ام ترنس ها می خوام اینه ک لطفا راهنمایی ام کنن ک ایتدا اقدام به چ کاری کنم.

من کسیو تو شهرم نمیشناسم اگر هم بشناسم متاسفانه ب دلایلی ک شاید عمدتا حسادت باشه کمکم نمیکنن.

اول اینکه من برای گرفتن مجوز چ کاری باید انجام بدم...زیرا من مجوز هم تاکنون نگرفتم...و بعد مراحل تغییر جنسیت را برای من توضیح بدهند

دوستدار همه ی شما هستم

کاش...

کاش من مرده بودم

جای همه آنهایی که مرده

کاش پرنده قفس بودم

نمی خواندم...نمی سرودم

 

کاش مرغ بودم...یا هر اهلی دیگر

سر می بریدنم

یا در جنگل می زیستم

ماده شیری بودم فرمانبردار نر!

 

برچسب:حالم خوبه دوستای عزیزم نگران نباشید...

ی چند تا مطلب هست ک با اجازتون می نویسم چون بعضی ها ماهیت منو اشتباه متوجه شدن...بعضی ها تو خصوصی چیزایی می نویسن ک واقعا ناراحت کنندس برای من...ب خاطر همین شاید دیگه وبلاگم سر نزنم...من نوشتم ترنسکسوالم نه یک دختر...تیپم هم کاملا پسرونه است و مثل زن نما ها آرایش هم نمیکنم...فقط احساس و رفتار م دخترونست...امیدوارم ساده و روون توضیح داده باشم...

اگه دیگه نیومدم ...منو ببخشید دوستتون دارم

پروین اعتصامی

داریم:

دزدند خودپرستی و خودکامی

 

دانی کرا سزد صفت پاکی:                                                       آن کو وجود پاک نیالاید

در تنگنای پست تن مسکین                                                      جان بلند خویش نفرساید

دزدند خودپرستی و خودکامی                                                    با این دوفرقه راه نپیماید

تا خلق ازو رسند به آسایش                                                      هرگز به عمر خویش نیاساید

آن روز کاسمانش برافرازد                                                      از توسن غرور به زیر آید

تا دیگران گرسنه و مسکینند                                                     بر مال و جاه خویش نیفزاید

در محضری که مفتی و حاکم شد                                              زر بیند و خلاف نفرماید

تا بر برهنه جامه نپوشاند                                                        اندام طفل خویش نیالاید

تا کودکی یتیم همی بیند                                                         اندام طفل خویش نیاراید

مردم بدین صفات اگر یابی

گر نام او فرشته نهی شاید

 

 

 

برچسب:شعر پروین اعتصامی بزرگ امیدوارم زیاد خوندنش سخت نباشه من که عاشقشم

 

صادق هدایت

صادق هدایت

 

یکی هست در محله ی ما!

همه او را برای یک شب دوست دارند..

حتی برایش آش نذری هم نمی برند

او با کسی کاری ندارد

خودش را می فروشد و نان شبش را می خرد

حاج آقا می گوید باید از محله برود

چون همه ی جوانان مسجدی را از راه به در کرده

ولی چرا مسجدی ها با یک فاحشه از راه به رد شدند؟!

ولی فاحشه با این همه مسجدی به راه راست هدایت نشد؟

شاید فاحشه به کارش ایمان دارد و مسجدی ها نه!!!


برچسب:سلام اینو از جایی خوندم دلم نیومد پست امروزم نزارمش

قرار بود پست بعدیم چیز دیگه ای باشه. اونو دفعه ی بعد می زارم.آخه این داستان به دلم نشست

انسانیت

انسانیت را از دوش برداشته اند

زیرا سنگین بود

این روزها کسی انسانیت به دوش ندارد

احمقانه است حمل کردن چیزی که سنگین است

و به کاری هم نمی آید


وقتی اولین کلماتی که یک خردسال می آموزد چنین باشد:

                                                          گمشو،بدم می آید،می کشم،نیستی!

نیستی یعنی همه چیز

همه ی بدو بیراههای عالم و همه ی قلبها را می شکند.

 

حقه یازی قیمت گرانی دارد

با اینحال همه خواهان خریدن آن هستند

به هر قیمتی...با قرض!

قرضهایی که هرگز پرداخت نمی شوند.

زیزا حقه بازی را آموخته اند

این روزها آرام و ملایم حرف زدن خنده دار است

مبادا دست ناتوانی را بگیری!

هلش بده...

باید خارج کرد از مرکز هستی کسانی را که انسانیت به دوش دارند.

با صدای بلند بخند

اما فقط برای یک چیز!

تمسخر و آزار دیگران

موجودات ضعیفتر از خودت

 

قلب ها را نشکن!

خردشان کن

طوری که دیگر نتوانندتکه هایش را به یکدیگر بچسباند

خودت را به شکل هر موجودی غیر از انسان در بیاور

مگر انسان موجود است!؟

روزی می رسد که سر در جهان می نویسند:

                                           انسان موجود نیست!

                                                         به سرزمین دوپایان خوش آمدید


انسانیت را از دوش برداشته اند.

و به دروغ گفتند:آن را به خود تزریق کردیم

در خون ماست

هه(فرمول جدید)

و دیگران هم همان دروغ را گفته اند

همه به هم دروغ گفتند و هیچکس نفهمید

خودشان هم باورشان شد دروغهایشان را

بیچاره انسان ها

زمان

در انتظار آمدنت بودم

اما نیامدی!

زمان در حال گذر است

ترسم از آن است که پیر شوم

و همه از نگاه کردن به چشمان گریزان باشند

هم اکنون نیز اسیر پنجه های پیری زودرس شده ام

گاهی حس می کنم توان تکان دادن پاها و دستهایم راندارم

چشمهایم کم سو و گوشهایم نوای عشق عاشق را نمی شنوند

می ترسم مرگ زودتر از تو از راه برسد!

 

برچسب:هلن جونم سلام خوبی زیر نظرت جوابتو دادم نوشتم!راستی وب جدید نساختی؟

 

سلام

یه عذرخواهی بدهکارم به همه اونایی که قول دادام به زودی می آم و مطلب می زارم،واقعا متاسفم که زیر قولم زدم و کم کاری کردم.

بعدش هم اینکه:دلم برا بعضی هاتون خیلی تنگ شده اما بی خداحافظی و بی خبر رفتین.

از آوا جونم و هلن جونم مه سا ی عزیزم مدتیه بی خبرم اگه اینارو می خونید لطفا یه خبری بهم بدین.

بابا دوستی که همش فیس تو فیس(صورت به صورت)حرف زدن نیست.بعضی ها از نزدیک به شدت وحشتناک و غیر قابل تحملن و از هرگونه برخورد اجتماعی به دور

همینطوری نرین بی خبر لطفا

دیشب اختتامیه جشنواره فیلم فجر بود و بازیگر مورد علاقه ام مریلا زارعی جایزه رو برد خیلی خوشحال شدم انگار این موفقیت رو خودم به دست آوردم

به زودی می آم با کلی حرف که رو دلم مونده اما پیاده کردن افکار از ذهنم مدتیه که سخت شده دوستتون دارم


برچسب:از بعضی ها بی نهایت عذر می خوام مخصوصا میلاد عزیز که تو جواب دادن به پیام و تماسهات کوتاهی می کنم.یه خورده مشکل دارم امیدوارم درک کنی و منو ببخشی

آتش بس2

سلام به همه دوستهای خوب و مهربونم که تو این مدت که نبودم جویای احوالم بودین.سلام هلن جونم خوب و خوبم ظاهرا هنوز وب جدیدی نداری آوا جونم سلام نازگلم سلام سیما جونم سلام مه سای نازنینم سلام.و سلام به همه

وقت زیادی ندارم اومدم همتونو ببوسم و برم

و بعدشم مطلبی که مدتها رو دلم سنگینی می کرد رو بنویسم.

 

صدای من به جایی نمی رسه

خوب می دونم اما می نویسمپمن نمی تونمهردفعه بیام کافی نت و مطلب بزارم ائنقدر هزینه واجب تو زندگیم دارم که آپ کردن وبلاگم جز واجبات محسوب نمیشه.

نیومدم اینجا اینارو بنویسم و حس ترحم کسیو به دست بیارمپاما موضوعی که میخوام راجع بهش بنویسم اونقدر مهم بود لااقل برای خودم که بعد از مدتها دوری از اینترنت و کامپیوتر حاضر شدم بیام کافی نت و تو وبم مطلب بزارم

 

تهمینه میلانی سلام من امروز اینها رو  برای تو می نویسم.

نمی نویسم تهمینه میلانی عزیز چون  نمی خوام مثل همه امه های انتقادی مسخره کلیشه به نظر برسه

من زیاد برای کسی نامه ننوشتم و با الفاظ کتابی و ادبیات خاص آشنا نیستم پس ساده و عامیانه برات می نویسم

هرچند این نامه هرگز بهت نمی رسه.اما برا خالی کردن دل سنگین خودم هم که شدهباید برات بنویسم

اولین دفعه ای که پامو تو سینما گذاشتم 9ساله یودم تو تنها سینمای شهر کوچکم فیلم دوزن رو دیدم و حس کردم با کاراکتر زن های تو فیلمت یه حس مشترک دارم.این حس با افزایش سن در من بیشتر شد و همین سبب شده بود که عاشق فیلمهای تو بشم .

همه بدبختی هایی که خانمهای فیلمت داشتند منم به نوعی دیگه ای باهاش درگیر بودم.

کمبود محبت. مشکل با خانواده پدر یا برادرم.با همکلاسیهام تو مدرسه.با معلم ها و ناظم های سبیل کلفتم. با مردهایی که....

این حس حقیرآمیز پرآزار با دیدن فیلم زن زیادی شدت گرفت و همون جا بود که عاشق بای های مریلا زارعی شد و از اون موقع تا حالا کاراشو دنبال می کنم

بگذریم نیومدم اینجا تا از تو بازیگر مورد علاقه ام تعریف کنم

دل تو دلم نبود آخه خبر ساخته شدن آتش بس به گوشم رسید.دوست داشتم هرچی زودتر موقع موعود برسه  از پشت پرده نقره ای یکی دیگه ا فیلمهای تو رو ببینم

فیلمی که خون تازه ای تو رگ سینمای ایران تزریق کرد با اون همه حواشی و بازیگرای مطرح

می خوام بگم ازت ناراحتم و دلم شکست اما نه به همین سادگی.می خوام عمق کلمه ی شکستن دل رو درک کنی.

ازت ناراحتم و تازه داشتم فراموش می کردم این دلخوری رو

تا خبر ساخته شدن آتش بس2 به گوشم رسید و دوباره خاطرات همون روزها رو که آتش بس اکران شدتو ذهنم تداعی شد

مثل همه اشتیاق دیدن فیلمتو داشتم به خانواده ام اصرار می کردم ببرنم سینما اما اونا هیچوقت وقتشو نداشتند

علاقبت  پول تو جیبی هامو جمع کردم و همراه دوتا از همکلاسیهام برای تماشای فیلم رفتم

همه چیز خوب پیش میرفت و داشتم لذت میبردم تا....

تا اون ترنسکسوال تو فیلم دلارام اومد وسط.رنگ از رخسارم پرید

همه خندیدند و سالن از صدای خنده مردم منفجر شد

یه آدم بی فرهنگ از وسط جمعیت فریاد زد:دوجنسه رو نگاه مادر...

انگار که اون حرفو به من زد گوشامو گرفتم تا صداهارو نشنوم

مهمتر از همه همکلاسیهام بودند که با نیشخند بهم طعنه میزدند

دلم می خواست سالن رو ترک کنم و ادامه فیلم رو نبینم

اما به خاطر اینکه ثابت کنم هیچ نقطه ضعفی ندارم موندم.موندم با صدای خنده ها زجر کشیدم با توهین ها

دور و برم همه دوستها و فامیل و آشنا از آتش بس حرف می زدند  و از همه بی حیاترا متلکی هم به من مینداختند.

وقتی فیلم ب نمایش خونگی در اومد مشکلم بیشتر هم شد

حالا دیگه همه تو جمع خونوادگی و دوستانه می خواستند آتش بس رو ببینند

چقد تو این سالها تلاش کردم تا تو همچین جمع عایی مانع نمایش دادن آتش بس بشم با هر ترفندی.

و خوشبختانه موفق هم شدم.

باورش برا خودم هم سخته فیلمی رو که اکثر آدمای اطرافم تماشا کردند خانواده ام پدر و مادرم هنوز ندیدند.

تنها اعضای خانواده ام که فیلم رو دیده برادر کوچکترم بود که اونم بلافاصله بد از دیدن کاراکتر دوجنسه دلارام با صراحت  قاطعیت بهم گفت:یه وقت تو مثل این تخوای عمل تغییر جنسیت بدی

لحن اون با لحن تمسخرآمیز اطرافیانم تفاوت داشت.یه ترسی تو لحن حرفش پنهان بد

ترس از رفتن آبرو و رسوایی خانواده .ترس ز انگشت نما شدن تو این شهر کوچیک.

همونج یبود که قسم خوردم بسوزم و بسازم اما دم برنیارم و هرگز پیگیر تغییر جنسیت نشم.

نشم یکی مثل کاراکتر بی ثبات دلارام که حتی تو مطب دکتر هم براش احترام قائل نمیشن.اجازه ندم آدمهایی مثل سایه و یوسف منو به سخره بگیرند

من حتی از روانشناس فیلمت هم وحشت کردم.روانشناسی که به بیمارش شخصیت نمی داد.

تو بحرانی ترین روزهای زندگیم به یه مشاوره نیاز داشتم اما ترسم از اون بود که همه مددکارها.مشاوره ها و روانشناس ها شبیه روانشناس فیلم تو باشند.

تو اون فیلم رو برای چی ساختی؟تا بگی هر آدمی تو وجود خودش یه کودک درون داره. دعواهای زن و شوهری که مدام مثل سگ و گربه تو سر هم می زنند نشون بدی

راستی پس کودک درون دلارام کجا بود؟اون کودک درون نداشت؟غرور نداشت؟فاقد قلب و احساسات بود؟بی شخصیت بود؟

یعنی اون فیلم نمی تونست بدون اون ترنسکشوال ساخته بشه؟

تهمینه میلانی خواهش می کنم خواهش می کنم هزارتا خواهش می کنم تو ساختن آتش بس2فکر کن

موضوعات زیادی هستند که می تونی برای شادی دیگران و پرمخاطب کردن فیلمت ازشون استفاده کنی

اما حق نداری اقلیت های جامعه ات رو که بدون حمایت در تنگنا و زیر شدیدترین فشار ها از طرف مردم و اجتماع دارند زندگی می کنند رو به سخره بگیری

ممنون

 

بدون شرح

سلام به همگی یه مدت که خودم هم نمیدونم چقدر طول میکشه نمیتونم بیام وبلاگم و پست بزارم

تو خونه مشکل پیدا کردم و برادرم زد کامپیوتر قراضه ای هم که داشتمو داغون کرد

اونقدر گریه کردم که نگو

اما کاریش نمیشه کرد

الانم اومدم کافی نت و دارم اینها رو مینویسم

مادرم یه قولهایی داد که یه بهترشو برام بخره

البته وقتی دست و بالش باز شد

دعا کنین نیومدنم زیاد طول نکشه!

دوستتون دارم

بوووووووووووووووووووووووووووووووووس


برچسب:وای که خیلی خوشحالم آوا بهم پیغام داده و حالش خوبه ایشالا هلن عزیزم هم روبراه و میزون باشه.

خونه

 

فقط تو خونه ام آرامش دارم

خونه تنها آرامشگاه من

اگه اینجا را از دست بدم؟!

برام مثل یک کابوس

 

برچسب:سلام هلن جونم امروز وقتی رو آدرس وبت کلیک کردمو مشتاقانه منتظر بودم مطالبتو ببینم و برات نظر بزارم متوجه شدم وبت حذف شده خیلی غمگین کننده است از دست دادن دوستای خوب.من تو کودکی دوستای خوب زیادی رو از دست دادم.هنوز نبودن آوار و نتونستم حذف کنم نکنه رفتی و دیگه قصد اومدن نداری.چقدر خودمو ملامت میکنم نکنه بخاطر اشتباه من بود که رفتی.هلنم...